جمعه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۵ - 16:56 - سیده دلارام موسوی، دانشجوی کار درمانی -
یه قاب مشترک با کسی که سرنوشتش در گوشه ی یک مرکز نگهداری رها شده...
کسی که زندگیش خلاصه شده تو جارو کردن اتاقا...کمک کردن به بقیه تو مرکز و در ازاش غذا خوردن و زنده موندن...
یه قاب مشترک با کسی که سرنوشت زندگیشو تار کرد...با کسی که خانوادش رهاش کردن همین گوشه و کنار...
با کسی که پنج ساله رنگ خونه رو ندیده...
بودن تو یه قاب مشترک با کسی که تو مرکز نگهداریه اما با یک ضریب هوشی عادی واقعا درد آوره...
با کسی که به خاطر شرایط محیطی تو یه مدت خیلی کوتاه به یه توانخواه تبدیل شده...
واقعا دیدن پسرفت جسمی و ذهنی یه انسان سالم در مدت کوتاه خیلی درد آوره...خیلی...
با نام خداوند مهربان و با سلام و احترام،